animations - Animotion
خلاصه داستان: اولین انسانهای ماقبل تاریخ که برای شناخت محیط خود و پیدا کردن محلی مناسب برای زندگی به ناکجا آباد سفر میکنن و با خطراتی همچون حیوانات درنده و محیط های ناشناخته مواجه میشوند.
خلاصه داستان: در حالی که لوید تحت پوشش بردن خانوادهاش به یک تعطیلات آخر هفته زمستانی، تلاش میکند تا در ماموریت فعلیاش، عملیات استریکس، پیشرفتی حاصل کند، اما آنیا به اشتباه درگیر میشود و باعث اتفاقاتی میشود که صلح جهانی را تهدید میکن.
خلاصه داستان: وودی همیشه به جایگاه خود در جهان اطمینان داشته و خود را وقف مراقبت از فرزندش کرده است - چه اندی باشد و چه بانی. اما پس از اینکه بانی یک اسباببازی جدید به نام «فورکی» میسازد، یک ماجراجویی جادهای در کنار دوستان قدیمی و جدید، تمام باورهای وودی در مورد وفاداری، هدف و معنای واقعی اسباببازی بودن را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: وودی، باز و بقیه اسباببازیهای اندی سالهاست که کسی با آنها بازی نکرده است. با نزدیک شدن اندی به دانشگاه، این گروه به طور تصادفی خود را در یک مهدکودک خطرناک مییابند. اسباببازیها باید با هم متحد شوند تا فرار کنند و به خانه پیش اندی برگردند.
خلاصه داستان: اندی به سمت کمپ کابویها میرود و اسباببازیهایش را به حال خود رها میکند. اوضاع وقتی به اوج خود میرسد که یک کلکسیونر اسباببازی وسواسی به نام ال مکویگن، صاحب انبار اسباببازی ال، وودی را میدزدد. اسباببازیهای اندی در یک ماموریت نجات جسورانه شرکت میکنند، باز لایتیر با رقیب خود روبرو میشود و وودی باید تصمیم بگیرد که او و قلبش واقعاً به کجا تعلق دارند.
خلاصه داستان: الیو، یک عاشق فضا با قوهی تخیل فعال، خود را در یک ماجراجویی کیهانی میبیند که در آن باید پیوندهای جدیدی با موجودات فضایی عجیب و غریب برقرار کند، از بحرانی در ابعاد بین کهکشانی عبور کند و به نحوی کشف کند که واقعاً قرار است چه کسی باشد.
خلاصه داستان: در ارتفاعات اسرارآمیز اسکاتلند، مریدا شاهزاده خانم پادشاهی است که توسط شاه فرگوس و ملکه الینور اداره میشود. مریدا، دختری سرکش و کمانداری چیرهدست، روزی از یک رسم مقدس سرزمین سرپیچی میکند و ناخواسته آشفتگی را برای پادشاهی به ارمغان میآورد. مریدا در تلاش برای درست کردن اوضاع، به دنبال یک پیرزن خردمند عجیب و غریب میرود و آرزوی شومش برآورده میشود.
خلاصه داستان: راپونزل، نوجوان چابک و پرجنبوجوشی که موهای بلند و جادویی دارد، میخواهد در هجدهمین سالگرد تولدش به دیدن فانوسهای آسمان برود، اما مادر بیش از حد مراقبش او را به یک برج محدود کرده است. او با فلین رایدر، یک دزد جذاب و تحت تعقیب، معاملهای میکند و این دو نفر راهی یک ماجراجویی پر از اکشن میشوند.